تبليغاتX
the lovers of arian 2 - با علی پهلوان (مادر بزرگ علی پهلوان)
the lovers of arian 2
اخبار جدید گروه آریان ساناز آریانی
با علی پهلوان (مادر بزرگ علی پهلوان)
 

سلام بچه ها کجایید ؟چرا خبری ازتون نیست

 

 

 

جان پِلا

جانٍ پِلا magnify
چی شده؟ تيتر مطلبو متوجه نشدی؟.... خب حق داری.... اين دو کلمه به مازندرانی می شه پلو جون!!!... راستش داشتم فکر می کردم علاقه من به غذا خوردن ريشه اش از کجاست... که ياد خدا بيامرز مادر بزرگم افتادم ....مادر پدرم .... ايشون هم مثل خيلی از مازندرانی ها علاقه شديدی به برنج داشت و هميشه پلو در يکی از وعده های غذاييش بود .... تا اين که شديداً بيمار شد و دکتر از خوردن برنج منعش کرد .... انقدر ناراحت شد که وقتی ازش پرسيديم دکتر بهت چی گفت با ناراحتی و با لهجه شيرينش گفت: پِدِساخته مِرِ گِنِه پِلا نخِر!!! يعنی - با عرض شرمندگی - پدر سوخته به من می گه پلو نخور!!!!.... خلاصه بيماری بالا گرفت و ايشون رفت تو کما!.... مدتی توی کما بود و دکتر ها همه کاملاً قطع اميد کرده بودن و گفتن حتی اگه از کما هم بيرون بياد خيلی زنده نمی مونه..... تا اين که يه روز ناگهان از جاش بلند شد.... پدرم و عمه ام هر دو بالای سرش بودن .... ازش پرسيدن: مادر چی می خوای؟... فکر می کنين چی گفت؟................ گفت: پِلا !!! ........اونا هم سريع با دکتر تماس گرفتن وپرسيدن چه کنيم؟ دکتر گفت : ديگه فرقی نمی کنه، يه کم بهش بدين تا خودتون عذاب وجدان نگيرين چون شايد اين آخرين خواسته اش از شما باشه ....بدين ترتيب،  سريع عمه جان یه ظرف کوچيک براش پلو درست کرد و بهش داد و ايشون هم با اشتهای کامل تا آخرش رو خورد،اما بعد از اون گرفت خوابید و دیگه هیچ وقت بلند نشد
بابا مادر بزرگ من نیست که مادر بزرگ علی پهلوانه
چرا به من تسلیت می گید؟
نگارنده : ساناز آریانی در تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 2:28 بعد از ظهر - | ‌|